رشيد الدين فضل الله همدانى
126
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
شناخت به خرد ؛ و نظر « 1 » درست آن باشد كه موافق و مقابل قول خداى تعالى و رسول او باشد ، عليه السلام ؛ و مراعات احكام شرع بدان وجه كه امر حق تعالى بدان ناطق است و اخبار رسول بدان صادر واجب ؛ و به هرچه در مبدأ و معاد و ثواب و عقاب و صفات « 2 » قيامت و آخرت كه حق تعالى در قرآن مجيد ذكر آن فرموده و پيغمبر ، صلى اللّه عليه و سلم ، آورده و مطابق و موافق آن فرموده ايمان و ايقان داشتن « 3 » ؛ و هيچكس را نرسد كه براى خود از احكام خداى تعالى و رسول او ، صلى اللّه عليه و سلم ، تصرفى كند يا حرفى از آن بگرداند تا به قيامت ، اصلا و اصلا و قطعا « فلن تجد لسنة اللّه تبديلا و لن تجد لسنة اللّه تحويلا » . آنچه معتقد و دين اين جماعت است در اصول و فروع اين است . اگر نيك است فبها ؛ و اگرنه « 4 » ، دانشمندى را بفرستد تا آنچه دانيم مىگوييم ، تا قرار كلى به نفاذ پيوندد « 5 » . و يكشنبه « 6 » ، سيزدهم ربيع الآخر سنهء خمس و أربعين و خمس مائة ، كيابزرگ بر صوب ليرا « 7 » 105 روان شد ، بر سبيل مطالعهء دژها . نخست به دژ دربند رسيد كه به نوى عمارت كرده بودند ؛ و از آنجا به كريم دژ « 8 » آمد ؛ و از آنجا به دژ منصورآباد ، و از آنجا به سربشمكهور 106 شد « 9 » و از آنجا به دژ رى و ولايت بار در نظر بود « 10 » و يكشنبه ، سلخ ذى الحجه ، هادى كيا ، پسر [ با ] هاشم « 11 » از سيجان و اوسان و گرجيان « 12 » با لشكرى به پاى بركاوان و آن نواحى آمد . رفيقان ايشان را بزدند و او را با شش كس بگرفتند و هادى را به الموت آوردند . روز هشتم ، ذى الحجهء « 13 » سنهء ثمان و أربعين و خمس مائة ، از ارژنگ « 14 » جماعتى به كوهپايهء رى شدند و سه هزار گوسفند از آن تركمانان بياوردند .
--> ( 1 ) . مجمع م : و خرد ؛ مجمع د : و خر به نظر درست ؛ ص : و يكى [ و اخبار رسول بدان صادر واجب ] ( روى اين جمله خط كشيده شده ) و او را ببايد شناخت به خرد و نظر درست . . . ؛ زبده : و او را به نظر عقل ببايد شناختن و نظر درست آنكه . . . بدان صادر و صادق . . . ( 2 ) . مجمع د : روز ( 3 ) . مجمع د : فرموده ايمان داشتن ؛ مجمع م : فرموده ايمان و ايقان داشتند ؛ ص : و ايمان ( 4 ) . مجمع م : والانه ( 5 ) . مجمع د : تا آنچه دانم بگويم ؛ ص : تا قرار كلى بيفتادن ؛ زبده : تا آنچه دانيم بگوييم و جواب بشنويم تا دل را اطمينان پديد آيد و خاطر متأنس شود ؛ متن از روى مجمع م درست شد . ( 6 ) . مجمع د : روز شنبه ( 7 ) . مجمع د : ليرا ؛ ص بىنقطه ؛ زبده : لبرا ( 8 ) . مجمع م : به دژ كريم ( 9 ) . مجمع م : به سربشمكهور ؛ زبده : بسربشمكيهور ( 10 ) . مجمع د : و ولايت تمام در نظر داشت ؛ زبده : و ولايت به يك بار در نظر بود ، ص و مجمع د و م بىنقطه ( 11 ) . زبده : هادىكيا پسر با هاشم ؛ مجمع د : مبا ( ؟ ) كيا ابو هاشم ( 12 ) . مجمع م : بنيجان و اوسان و كرجستان ؛ مجمع د : كرجيان ( 13 ) . مجمع م : محرم ( 14 ) . مجمع م : از درك ؛ زبده : اورنك ؛ ص بىنقطه